داريوش بزرگ كه در سرزمين پهناور ايران هماره در انديشه ي ملتش بود و هميشه نگران اين كه مبادا قوي به ضعيف زور بگويد و شوند رنجش وي شود، مأموراني به سراسر ايران فرستاد كه به آنها چشم و گوش شاه مي گفتند. براي اين كه بتواند از سرزمين ايران پاسداري كند و هيچ بيگانه اي در اين انديشه ي ناراست نيفتدكه به ايران بيايد و آسايش ايرانيان را برهم زند، نيروي ويژه اي به وجود آورد به نام سپاه جاويدان، آن هم در سال 465 پيش از ميلاد يعني زماني كه بسياري از كشورها هنوز ارتشي نداشتند و هنوز از نظم نظامي ناآگاه بودند. رويدادنگاران نوشته اند كه سپاه جاويدان از ميان جوانان بلندبالا و نيرومند و خوش سيما گزينش مي شد. اين سپاه 6 سال بايد دوره ي آموزشي را پشت سر مي گذاشت. در اين آموزشگاه افزون بر دانش آن زمان فنون جنگي را نيز فرامي گرفتند. ولي مهم تر از همه ي اينها، پرورش اخلاق بود كه براي آنها ارزش داشت.

سپاه جاويدان به فرمان داريوش بزرگ تشكيل شد. شمار آنها به ده هزار نفر مي رسيد. اين سپاه به ده هنگ هزار نفري بخش مي شد و از آن روي به آن سپاه جاويدان مي گفتندكه هيچ گاه از شمار آنها كم نمي شد، اگر يك تن بازنشسته يا كشته مي شد، به شتاب، فرد جديدي جاي او را پر مي كرد. اين سپاه ده هزار نفري در آن هنگامه از نظر شجاعت و دليري نمونه بودند و از نظر جوانمردي يگانه. اگر پيروزمند نبردي بودند به گواهي تاريخ حتا دست به ميوه ي درختان هم نمي زدند، درست برخلاف سربازان يني چري در زمان فرمان روايي عثمان ها كه براي اين به جنگ مي رفتند كه پس از جنگيدن كودكان و زنان را آزار دهند و اموال آنها را غارت كنند. برخي از رويدادنگاران نوشته اند نيروي سپاه جاويد داريوش در 50 سالگي با تمام مزايا بازنشست مي شدند و نگران آينده شان نبودند پس شوندي نداشت تا دارايي مردمان را به يغما ببرند يا زور بگويند و ويران كنند. شايد در درازناي تاريخ، سپاه جاويد بعدها و بعدها به انحراف كشيده شد، ولي سپاه جاويد داريوش بزرگ، به گواهي تاريخ، پشتيبان مردم و سپاهي نمونه بود.